أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

341

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

بدين ترتيب اوضاع مكه آرام شده ، ماليات مكوس كه عجلان و ثقبه مىگرفتند لغو شد و قيمت‌ها پايين آمده ، فرمانده لشكر در مكه دستور خلع سلاح عمومى را داد و امنيت به بلاد بازگشت . و اين گونه ثابت شد كه عجلان و ثقبه و ديگر اشراف هوادار آنان ، با تصرّفات سختگيرانه و كارهاى خلاف خويش ، مكه را بد اداره مىكردند ؛ و اين كه ايجاد امنيت و آرامش در آن ديار ، مع‌الاسف تنها با حضور يك نيروى نظامى قوى كه بتواند همهء ريشه‌هاى اختلاف را از پايه بخشكاند ، ممكن است . فرماندهء سپاه توانست عجلان و ثقبه را دستگير كرده و همراه آنان به مصر برود تا در آنجا زندانى شوند . چنين مىنمايد كه كارهاى نادرست گذشته ميان عجلان و ثقبه و پيامدهاى آن از بحران‌ها و فتنه‌ها ، زمينه را چنان مهيّا كرد تا مماليك ترك بتوانند فرصت تازه‌اى براى مداخلهء عملى در امور اين بلاد به دست آورند ، چرا كه آن دستهء نظامى كه همراه محمد بن عطيفه به مكه آمد و توانستند عوامل فتنه را از ميان ببرند ، چيزى نگذشت كه با استدلال به اين كه مىبايست امنيت بلاد را زير نظر داشته باشند ، در آن جا ماندگار شدند . فاسى مىنويسد : « 1 » پس از آن كه اين سپاه در سال 761 قصد بازگشت به مصر را كرد ، دسته‌اى ديگر از سپاه مملوكى به مكه رسيده ، جايگزين آنان شد . جايگزينى اين سپاه به جاى سپاه پيشين نشان مىداد كه مكه از سال 760 به اشغال نظامى درآمده و به طور مستقيم تابع دولت مماليك شده است . اما اين وضعيت چندان ادامه نيافت ، چرا كه اشراف در سال 761 با آنان در جريان يك غارت بزرگ وارد نبرد شدند كه به رفتن آن سپاه و پايان يافتن اشغال منجر شد . داستان از اين قرار بود كه يكى از نظاميان ترك در خانه‌اى نزديك باب الصفا سكونت داشت . يكى از اشراف كه صاحب آن خانه بود ، از وى مال الاجاره خواست و او نپذيرفت . طبعاً برخورد فخرفروشانه‌اى هم نشان داد كه به طور عادى افراد اشغالگر از

--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 248 .